![]() |
![]() |
|
| حرکت در جاده مه آلود تاویل |
|
شکست در فلسفه و.ضیاالدوله نگاهی به مجموعه ندیمه نورد " شعرآستان ها وحید علیرضایی منتشر شده در روزنامه اعتماد در ساخت شکنی جمله واژه می تواند همان نقشی را بازی کند که آوا و هجا در ساخت یک واژه و جمله زمانی ساختار خطی خود را از دست می دهد که ساختار تعریف کلاسیک خود را از دست می دهد و آوا شکنی واژه را می شکند و همین شکست به هجاوایی تعریف شده آن می تواند معنی ببخشد یا آنرا به دادائیسم کلاسیک سوق دهد بخصوص بار اصلی فلسفه آنچه که بنام " شعرآستان " در نوشته های وحید ضیائی دیده می شود شکست هجاوایی کلمه در ساختار شکننده ی جمله است .در هم آمیزی معنای واژه و جایگاه واژه در شعراستانهای ضیائی پایه ای ترین تلاش وی است برای رسیدن به تفاوتها ." عم قزی های ترشیده ی سرکاران خط خطی گوسافندان ..." یا " قیچی بزنی ببرندت تا تیز شوی تیزی بدهندت کد خدا با یا بی پس آخرش ..." که در یک همنشینی استعاری از جایگاه عینی وجود جمله فرا می رود و جانشین جمله ای می شود که در شعراستان آورده می شود این ذات آنچه شعراستان می نامند است و اگر استعاره در جانشینی واژه و جمله یافت نشود آنچه می نامند است و اگر استعاره در جانشینی واژه و جمله یافت نشود آنچه می ماند تنها بازی پازل گونه ی واژه هاست از ذهن مغشوش نویسنده و اینجاست که ساخت شکنی معنای متواتر یک تلاش می شود برای چیدن پازل به صورتی که اغتشاش از بین برود .ولی آِیا چنین است؟ 1- آنچه از پست مدرنیسم و موج - یا جریان - آن در ایران شاهد یم تلاش برای شکستن قالب هاست ولی آیا تعریف پست مدرنیسم رفتاری شکننده از ادبیات است یا بازگشت به سنت های اندیشه ای ؟ تلاش برای یافتن این پرسش تلاش برای حل معمای فرا مدرنیسم در ادبیات ایران است .سخن از حافظ و مولوی و شاملوست و استوره و تاریخ در امروز معاصر .جایگاه سنت در شعر معاصر .نوجویی دریافتی مرزهای گریز از سنتی است که در قالب های تعریف شده توانسته است - بود ؟ - مرزی برای خود بشناساند ولی گسست از آن ورود به فرا مرز های معینی شده است . شعراستان به یقینی در آن سوی مرز مقرر است ولی جایگاه جامعه و سنت آیا از استوره و تاریخ می گذرد ؟ " به نبود انگور های شیرازت که می دوشیدندش قسم ساغری می شدی در دست پیرامون هامون هایمان ..." و یا " آنگاه که هوا کلمه است و سرد است و هذیان و کلمه خدا می شود و ..." یا باز در شعراستانی دیگر : "در من به جرم شراب چند ساله مست خون بهای خاک می خواهید " و می توان رد پای سنت را در شعر ضیائی دید ولی جامعه می تواند در این اشفتگی معنایی را بیابد ؟ 2- اگر شعراستان ...چون نویسنده می خواهد بگویند . 3- و شعراستان چه می گوید ؟ اروتیزم - گریز از زن ( یا تلاش برای فرار از آن ) - شیفتگی ( آنچه که می گوید از بودن مطلق ) - عصیان ( نه به مفهوم مطلق آن که معنای انقلاب بدهد ) - مذهب ( گریز از ابلیس به مفهوم از خدا بریدن ) - و هجو ...ولی فلسفه وارونه جلوه می کند که طعنه ی سر راست را تنها در " شعلوک " می بینیم وقتی حتا شیفتگی به هجو کشیده می شود " راستی آدم اگر آدم بود / تا همین الان هم کیفور سیب حوا می شد / مست می شد / مات می شد / لات می شد برای عزی / ننه من غریبم بازی دراوردی که چه ؟..." و هجو تعریف ادبیات فرامدرنمان است از نقد و جامعه ی مدرن امروز و عدم قطعیت از اتفاق که می افتد و میتواند نیفتد و بودنی که عین نبودنهاست .عین واژه که می تواند معنای خودش را در نسبیت از دست بدهد و بشود " خود آن گاهم " - " دراکولاک " - تف ...انگ میزند " و این جمله : "طنابت تن آبم می شود " .ساخت واژه - در در هجو خوداگاهانه - خود معنی را به ایهام دوگانه هجایی می برد و عدم قطعیت با آوا نگاری در زبان هنجار رو در رو می شود که خود عین هجو است . 4- این نه استوره است و نه زدایش استوره .این زدایش استعاره است از واژه .دیگر واژه حرمتی ندارد وقتی قطعه قطعه می شود و ما معنای جدیدی می یابیم .آنهم پس از اضمحلال خط تصویری در 5000 سال پیش ! وقتی واژه به علائم بسنده می کند تشکیک در معنا اتفاق می افتد - اتفاقی که در خط هیروگلیف به جهت مطلق بودن تصویر ناممکن بود - و هجا بندی تلاش برای یاد آمدی تاویل در واژه هاست : تشکیک کاربرد هجا در ادبیات .بازنمایی تلاش پیشینیان در طراحی قرار داد های فی مابین . 5- همه اینها رامی توان هیاهوی بسیار برای هیچ دانست و شعراستان را به کل انکار یا رد کرد و می توان انرا بسیار جدی گرفت و یک تلاش ناب در پست مدرنیسم دانست .این نسبیت را خود شعراستان به ما میدهد . 6- ولی تردیدی نیست که هر جانشینی و هر هم نشینی - چه خود آگاه و چه اتفاقی- نمی تواند در راستای زدایش استوره معنا حرکت کند و یا به سوی ایهام در معنا باشد بلکه بی آنکه خواهد به یک هجو ساده مبدل می کند که می تواند نباشد .محض نمونه توجه کنیم که چگونه یک جانشیتی اشتباه بی معنی در آوا می گردد :"السالوادور زیرشلواریت ..." یا " آسه برو آسه بیا سعدیه شاخت نزنه " 7- شعراستان در بعضی سطور شعر های زیبایی می آفریند : " دراز کش سینه ی قناری ...خلاص "... " جایی که مرغان ساحلی تخم مست می گذارند " و کل شعراستان شعلوک غیر از اسمش !
|
|
+ نوشته شده در
Wed 12 Dec 2007ساعت 10:3 توسط و.ضیایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وحید ضیائی انتشار مجموعه شعر 33 شعر عاشقانه- 1382 انتشار مجموعه غزل آن این عکس – 1383 انتشار کتاب پژوهشی هزل تعلیم است ، 1385 سردبیر و مدیر مجله الکترونیکی ادبیان سردبیر نشریه مرغ سحر انتشار کتاب فرصت دوست داشتن (معرفی زنان شاعر معاصر جهان ) نشر بوتیمار 1385 انتشار ندیمه نورد مجموعه شعرآستان / 1385 شاعران انگلستان (از قرن 18 تا 20) ترجمه از لرد دیود سیسل/- در دست چاپ آثار آماده انتشار - کتاب دختر گیسو بلند – کتاب کودک – افسانه های مردم چین - مثنوی کودکانه برگردان اشعار مثنوی معنوی به شعر کودک - شاعران برگزیده سال 2004 مجموعه اشعار شاعران برتر جهان (گروه ترجمه) - فاسق لیدی چترلی – دی اچ لارنس (رمان) - هیچ سنجاق سری نبود - کوهستان سرد هان شان |
|
RSS
|